X
تبلیغات
ghoghnos
   سر آرشییتکت نرمن فاستر  

سر لرد نورمن فاستر در سال ۱۹۳۵ در منچستر انگليس در خانواده اي فقير به دنيا آمد شايد به آن زمان ميان بچه هاي متولد شده در پايين شهر منچستر اتقاقي زياد بزرگ نيافتاده بود پسري باموهايي مشكي به دنيا آمده بود  اما امروز نورمن فاستر  بزرگترين معمار بريتانياست او حتي چهره سياسي و اجتماعي بسيار خوبي در بين احزاب سياسي و اجتماعي دارد. از دلايل موفقيت او مي توان به بهره بردن او از چشماني مكانيكي و رويايي بي حد وحصر و بي پايان بر شمرد. امروز همان پسري كه در منطقه فقير نشين منچستر به دنيا آمده بود مردي شده با مقياسي جهاني مردي كه همه او را به شكوه و عظمت در خاطر جاي دادند درست مانند ساختمانهايش.

اسکیسی از نرمن فاستر                                                       

                                                                                        

            

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:46  توسط azime | 

نوستالژی معمارانه  2

   

آموزه هـــای من از معمـــــاری

نقد طرح 2 معماری – طراحی هنرستان هنرهای تجسمی

  

Architectural Nostalgia - 2

My Lessons from Architecture 

ســئوال : این تصویر استعاره از چیست ؟

  

                  

    برای من این تصویر مقدمه ای از سلسله تصاویر ذهنی است از استعاره های گوناگون به صورت عام و یادآوری است از یک دوره، زمان و مکان بصورت خاص. یادآور سال 79، سالی پرکار و پرفرازو نشیب. حضور در کلاس طرح 2 مهندس شهرام گل امینی تجربه جدیدی از یک طرح معماری برای اکثر دانشجویان آن دوره بود. هرچند مهندس گل امینی طراوت سالهای قبل در آتلیه های طراحی را نداشت، اما اندک رمق باقی مانده از حضور استاد در کلاس طرح، تجارب متعددی برای دانشجویان فراهم می­نمود. عنوان پروژه طراحی یک هنرستان هنرهای تجسمی بود. سایت پروژه یک زمین سه ضلعی محصور در خیابانهای اطراف و یک میدان مرکزی مشرف بر سایت بود. جلسه نخست با معرفی سایت و ارائه برنامه فیزیکی و توضیح و تفسیر آن آغاز شد و در جلسات بعد بصورت آتلیه ای کنکاش طراحی ادامه یافت.

مهمترین دغدغه مهندس گل امینی در شروع طراحی، کانسپت و  لزوم حرکت در مسیر کانسپت اولیه طراحی بود، اما شناخت اندک دانشجویان از فرایند طراحی به دلیل عدم آموزش صحیح معماری از یک سو و نبود امکانات آموزشی مناسب و کتابخانه مجهز و ورود کامپیوتر به عرصه طراحی و عدم دسترسی یا عدم آشنایی اکثر دانشجویان با کامپیوتر از سوی دیگر مزید بر علت شده بود تا فرایند خلاقانه در مسیر طراحی به درستی تجربه نشود. در این دوره اکثر کارها بصورت کاملا دستی طراحی می­شد و اکثرا، ارائه نهایی هم مبتنی بر کار با راپید و ساخت ماکت بود.

در مورد کانسپت هم که اولین قدم طراحی محسوب می­شد، گاها چیزهای عجیب و غریبی چون کانسپتی از طلوع و غروب خورشید و دیگر چیزها مطرح می­شد که  حکایت از نا آشنایی اغلب دانشجویان از این مقوله داشت.

  

        وستالژی معمارانه - آموزه های من از معماری - طرح 2 - آرش پوراسماعیل 

  

ایده من در طراحی، ابتدا از خود موضوع طرح آغاز شد. موضوع، طراحی یک هنرستان بود که به هنرهای تجسمی می­پرداخت. ذهنیت من از مخاطبین این هنرستان، دانش آموزانی بودند که دوره تحصیلات مقدماتی را طی کرده و وارد این مجموعه می­شدند و به عبارتی از یک سطح علمی نازل به یک سطح متعالی صعود می­کردند. از طرفی هم این هنرستان کارکردی معمول نداشت و به آموزش در زمینه هنرهای تجسمی متمرکز بود، بنابراین از لحاظ عملکردی و حسی، طول دوره آموزش در این مجموعه همراه با یک حس تعلیق بین گذشته و آینده بود. حس تعلیقی که از معماری خاص ساختمان احساس می­شد، می­بایست حق انتخاب مسیر از حداقل های خاکی تا تعالی روحی را برای مخاطب جلوه گر می­ساخت.

         

بنابراین توصیفات به این نتیجه رسیدم که ساختمان باید دارای حرکتی پیوسته از سطح زمین تا یک نقطه اوج در انتها باشد و پرسپکتیوها و نقاط دیدی در نقطه ورود به ساختمان این حرکت پیوسته از سطح لنداسکیپ را تداعی نماید. بنابراین نقطه تماس پوسته ساختمان با زمین را از جانب میدان مشرف بر سایت در نظر گرفتم که از طرفی هم ورودی اصلی مجموعه در آن سمت بود و نقطه خروج را در قسمتی از ساختمان که بالاترین ارتفاع را داشت قرار دادم. ورودی مجموعه دارای سقف پیوسته ای بود که بصورت شیبدار طراحی شده بود و بام سبز پیوسته ای بین زمین و سقف محسوب می­شد. نورگیرهای سقفی با ریتم و ابعاد متنوع در این بام شیبدار، جلوه خاصی در لحظه ورود به ساختمان ایجاد می­کرد.

          

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:33  توسط azime | 
 (Rem Koolhaas) معمار هلندی است.

رم کولهاس متولد سال ۱۹۴۴ رتردام هلند است. بین سالهای ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۶ در اندونزی مقیم بود و سپس به عنوان خبرنگار و فیلم نامه نویس در آمستردام ساکن شد. پس از آن به لندنAA پرداخت.
در سال ۱۹۷۲ با کسب بورس تحصیلی عازم ایالات متحده شد و در آنجا اقامت گزید.در آمریکا شیفته نیویورک شد و با چاپ کتاب " نیویورک هذیانی (Delirious Newyork)" در سال ۱۹۹۸ به زودی مشهور گشت.
حدود بیست سال بعد کولهاس با کتاب "کوچک ،متوسط ،بزرگ ،خیلی بزرگ (S.M.L.XL)" نشان داد که ایدهٔ اصلی مدرنیسم با معماری و شهرسازی مدرن در تضاد است و برای حل مسائل امروز باید با توجه به واقعیت که وی آن را "رئالیسم نو" می­نامد، روح اصلی مدرنیسم را احیاء کرد.
کولهاس از معمارانی ست که در زمان پی ریزی تفکرات مکتب فولدینگ شروع به کار و فعالیت حرفه ای خود کرد. شفافیت بصری، استفاده از سطوح شیشه ای بزرگ و به کارگیری فرم های خالص از ویژگی های کارهای اولیه او (نظیر خانهٔ دو دوست) است که بیشتر تحت تاثیر آثار میس وندرروهه قرار دارد.

 

 ماکت و ایدئو گرام کتابخانه ژوسیو در پاریس٬ کاری از رم کولهاس(سطوح یکپارچه)

                       

 

ساختمان جدیدی که رم کولهاس با همکاری اریک ون در این مجموعه تراحی نموده.

                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:22  توسط azime | 
 

دانیل لیبسکیند

پس از جنگ جهانی دوم در سال 1946 در لهستان متولد شد. در سال 1965 شهروند آمریکایی شد.

وی در اسرائیل موسیقی خواند و در نیویورک مجری هنری شد.

موسیقی را به جهت مطالعه معماری رهاکرده و درجه لیسانس معماری در کوپریونیون نیویورک در سال 1970 دریافت کرد. فوق لیسانس تاریخ و تئوری معماری در مدرسه تطبیقی دانشگاه اسکس در انگلستان در سال 1972 خواند.

لیبسکیند در چندی دانشگاه جهانی و بین الملی درس داده و سخنرانی کرده و دریافت کننده چندین جایزه مهم معماری بوده است. در حال حاضر کرسی فرانک گهری را در دانشگاه تورنتو دارد و در دانشگاه کالسروهه آلمان و دانشگاه پنسیلوانیا تدریس میکند.

دانیل لیبسکیند معمار،معلم و تئورسین معماری میباشد.

 

 

 

امیدوارم مطالب امروزمفید باشن.....راستی نظر هم بدین!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 16:19  توسط azime | 
تحول در معماری

 

                                         

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 16:16  توسط azime |